آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
156
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
پشت هركدام از اين فواحش يك پيرزن كه دلال « 1 » ناميده مىشود نشسته است و تشك و لحافى بر كول خود و چراغى خاموش در دست دارد ، حال اگر كسى بخواهد با آنها وارد معامله شود ، دلال چراغ را روشن مىكند تا چهرهء زن فاحشه ديده شود و چنانچه مورد پسند واقع شد ، بهدنبال آنها راه مىافتد و براى همخوابگى به مكان ديگرى مىرود . در بخش خاورى شهر گورستان عمومى قرار دارد كه جنب آن شاهزاده « 2 » حسين ( ع ) فرزند امام حسين ( ع ) در مسجدى زيبا مدفون است . از آنجا كه او يكى از مهمترين قديسين است ، لذا ايرانىها بر مرقد او مانند مراقد پاكمردان ديگر براى نذر و نياز و پيمانبستن و سوگند خوردن حاضر مىشوند ، اگر كردار و گفتار كسى نزد ديگرى مشكوك باشد ، او شخص موردنظر را وادارى مىكند كه در مرقد شاهزاده حسين ( ع ) حضور يابد و به خاك پاك او و نيز قرآن كريم سوگند يادكند . غير از اين پنجاه مسجد ديگر در قزوين وجود دارد . كاروانسراهاى بسيار نيز در اينجا يافت مىشود كه از نظر معمارى جالب است و بيشتر مورد استفاده بازرگانان بيگانه قرار مىگيرد . ضمنا تعداد زيادى گرمابه در شهر وجود دارد كه روزانه مورد استفاده اهالى قرار مىگيرد . روز دوم ژوئيه براى اينكه به سفرا بد نگذرد ، داروغهء قزوين ترتيب برگزارى نمايش را داد . او با چندرأس اسب نزد ما آمد و پس از تعارفات معموله ما را به ميدان شهر برد و فرستادگان را بر روى صندلى در چادر روباز نشاند . بخشى از ميدان را آبپاشى كرده بودند تا از بلند شدن گردوخاك جلوگيرى شود . مردم شهر به صورت دايرهئى وسيع كنار هم نشسته بودند و ما دريافتيم كه شاهد يك برنامه جالب و ديدنى خواهيم بود . ابتدا چند نفر بازيگر پيش آمدند و همانطوركه در آلمان نيز رسم است شروع به پريدن و جهيدن كردند . سپس چند نمايشگر كه سهزوج
--> ( 1 ) - Delal ( 2 ) - Schahesade Hussein - شازده حسين ( ع ) به زبان محلى امروز قزوين - م .